حرفی ندارم اما ....... عشق در دل ماند و یار از دست رفت.......... بعد از مدتها سلام هر وقت دلم میگرفت یه سر به وب دوستان می زدم تاحال و روزم تغییر کنه , اما حالا بر عکس شده وقتی میبینم وب دوستای قدیم داره خاک می خوره کلا به هم میریزم, یاد ایام خوش گذشته به خیر .....
ونفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده ؛ به بازیش میگیریم هر چه او عاشقتر ، ما سرخوشتر،هر چه او دل نازکتر ، ما بی رحم تر ... تقصیر از ما نیست ؛ تمامی قصه های عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شدهاند... وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم، وقتی که دیگر رفت من به انتظارآمدنش نشستم، وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست داشته باشد من او را دوست داشتم، وقتی که او تمام کرد من شروع کردم ، وقتی او تمام شد من آغاز شدم وچه سخت است تنها شدن! چه غم انگیز است وقتی که چشمه ای سرد و زلال در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد ، تو تشنه ی آتش باشی و نه آب. و چشمه که خشکید ، و چشمه که از آن آتش که تو تشنه ی آن بودی ، بخار شد و به هوا رفت و آتش کویر را تافت و در خود گداخت و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید ، تو تشنه ی آب گردی و نه آتش!!! و بعد ، عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود ، از غم نبودن تو می گداخت ...! مثل یک میهمانی که به آخر می رسد از بچگی به من آموختند همه را دوست بدارم و کسی را دوست می دارم، می گویند: صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناکتر و از این دو دردناکتر ان است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش!!!! حرفهایی است که هیچ گاه زبانها بهم نمیگویند.... حرفهایی است که فقط دستها میتوانند بهم بگویند. دلی که از بی کسی غمگین است،هر کسی را می تواند تحمل کند.هیچ ﮐس بد نیست. دلی که در بی اویی مانده است،برق هر نگاهی جانش را می خراشد. اما چه رنجی است لذت را تنها بردن و چه زشت است زیبایی را تنها دیدن و چه بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است ..... برای همسایه که نان مرا ربود، نان !! برای عزیزانی که قلب مرا شکستند، مهربانی !! برای کسانی که روح مرا آزردند، بخشش !! و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق می طلبم..... انتظار و هوس و دیدن و نادیدن نیست. پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف. اما تا آسمانی شدن راه بسیار است.. من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم، چون آنها از روی عشق می رقصند و اینها از روی عادت نماز می خوانند. چه بسیارند کسانی که همیشه حرف می زنند بی آنکه چیزی بگویند و چه اندکند کسانی که حرفی نمی زنند اما بسیار می گویند محو تماشای تو ام! آنقدر دوستم داشته باش، که نتوانی آسمان پرمهرچشمانت را ، از من دریغ کنی! فکرمی کنم همین قدر هم برای من کافی است! در شبهای بارانی ...در غبار خاطرات ...سخنان تلخ چرا چشمانم نمناک است ؟؟ سایه های وهم , آرزوهایم در نظرم مجسم می شوند لحظه ای که می خندم لحظه ای که می گریم این چه احتیاجی است هیچ کس نمی داند این چه جور زندگی است داستان نا تمام ما .... در لحظات خواب و بیداری چشمانت به نظر گریان می رسد در حا لیکه تصویر من در آن دیده می شود خدایی که قهر کرده چیزهای دروغین دلهای شکسته بدون وجود تو من چطور بدون تو زندگی کنم هیچکس نمی دونه....... چرا قلب من اینگونه به پرواز در آمده است ؟؟ نسیم آواز می خواند ..... قطرات باران اینجا نمی بارد مگر مداوم ... همه عالم در هماهنگی مطلق با هر ذره ذره اش یک درخواست دارند نگاه ها با زبان دل دنیایی حرف دارند ...... من روی ذغال های گداخته قدم بر می دارم احساس می کنم در ورای من همه غریبه اند ای عشق مرا ببر به آنجا که سر زمین توست زمانه چه ناروا با من دشمن است ....... اینبار ، بن بستها 
![]()

![]()
یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن
تموم حاجتا رو همه از می گیرن
بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه
شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه
شبای جمعه زهرا زائر این زمینه
سینه زن حسینه ، یل ام البنینه ...
------------------------------------
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیم
السلام علیک یا ابا عبدالله ...
------------------------------------
دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود
دلها همه آماده ی پرواز شود
با بوی محرم الحرام تو حسین
ایام عزا و غصه آغاز شود
------------------------------------
نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز
دانشآموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین
بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند
------------------------------------
باز محرم رسید، ماه عزای حسین
سینهی ما میشود، کرب و بلای حسین
کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه
تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین
------------------------------------
باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست
آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست
محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است
----------------- ------------------
نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)
السلام علیکم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیک یاامین الله فى ارض وحجته على عباده(یاصاحب الزمان آجرک الله)ماه محرم بر شما وعاشقان حسین تسلیت باد)
![]()

![]()
![]()
![]()

![]()
بخاطر تو دوباره طلوع خواهم کرد.
از پس ِ هزاران ابر ِ فشرده.
که این روزها ؛
هیچ امیدی به باریدنش نیست.
به خاطر تو که در من حلول میکنی ،
دوباره سر بر میآورم .
و به لبهایم اجازه شکفتن میدهم .
دنبال ِ نامت میگردم و هی دور میشوی ...
دور ِ دور...
چشم به راه ظهورت؛
دست به همان آسمان گرفته میسایم ......![]()
مرا می شناسند
و خط سفید خیابان
هر شب همقدم من است
و من چه پر امید
زمستان را
در تابستان می جویم
و خورشید را
در شب.......
ای کاش تخلصی می یافتم
از دورویی ساکنان خاک
و کاش می شد
میزان نا مردمی ها را
تخمین زد ........
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |

